رمضان الکریم...

از پارسال تا امسال ۵ تاپست...

اون پنج تا هم از سر تفنن و به ضرب و زور...نمی دونم

دلم برای چهل روز مشهد پارسال تنگ شده عجیب

ـــــــــــــــــــــــــــــ

اللهم انی اسئلک....

عاقلان دانند دیگر حاجت تفسیر نیست!!!!!!!!!!!!!!


"درواقع بخش قابل توجهی از کسانی که در انتخابات شرکت می کنند، از وضع موجود ناراضی‌اند، و می‌خواهند از هر فرصتی استفاده کنند تا صدای اعتراض خود را به حکومت و به دیگران برسانند"

_______________________________

الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقی

but they themselves know that if ...

At times the officials of the Zionist regime threaten to launch a military invasion but they themselves know that if they make the slightest mistake the Islamic Republic will raze Tel Aviv and Haifa to the ground

Imam khamenei

روشنفکری ایران

این که آیا روشنفکری مولود ناکامل و ناتمام جامعه ی ایران است یا نه را اگر کنار بگذاریم خواهیم دید که اساسا روشنفکری در ایران مترادف است با نوعی ژست مخالف مآبانه و شکل انتقاد محور.

روشنفکر جامعه ایرانی نه کسی است که از روی استدلال بحثی به میان آورد بلکه صرفا فردی است که به ریش روشنفکری و کلاه پهلوی بسنده می کند و اساسا سعی دارد با ظاهر خود مبین افکاری باشد که معمولا در او نیست.

چنین شخص شخیصی در گذر تاریخ خود را به شدت خود باخته نشان داده به گونه ای که نگاهش به صورت معمول به کف دست غرب-یعنی جایی که هژمونی فرهنگی وسیعی دارد- بوده است.

روشنفکری در ایران یعنی زبان تلخی که معمولا سازنده نیست و نحوه رفتاری که در صورت در دست داشتن قدرت تاب تطابق حالات انتزاعی با رفتار عقلانی و واقعی را ندارد.

روشنفکری در ایران ساختاری فروپاشیده است.

بسم الله سینه زن

از راه گوش باده ننوشیده کس ولی

  من تاحسین می شنوم مست می شوم


پاشنه گیوه هایش را بالا کشید و ساعت شنی را برگرداند و گفت بر می گردم.اما...آهای....آیا کسی هست که این ساعت شنی را برگرداند؟

ما همه آستین بالازده پشتش ایستاده ایم...بسم الله

چالشی برای فرد گرایی لیبرالیسم؟

اسکندر جوان هندوستان را تسخیر کرد

آیا اسکندر به تنهایی هندوستان را تسخیر کرد؟

سزار قوم گل را سرکوب  کرد

آیا سزار آشپزی به همراه خود نداشت؟

فیلیپ اسپانیایی هنگامی که ناوگانش غرق شد گریست

آیا فیلیپ تنها کسی بود که گریست؟

هر ورق تاریخ یک پیروزی را ثبت کرده است

چه کسی ضیافت این پیروزمندان را به پا داشته؟

هر ده سال مردی بزرگ در عرصه تاریخ تاخته است

چه کسی هزینه این مردان بزرگ را پرداخته؟


the rise and decline of western liberalism

 

شهر الرمضان الذی...

       

میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت

بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟

منی که باز برآنم که دعبلانه برایت

غزل ترانه بخوانم در آرزوی عبایت


کاش در اين رمضان لايق ديدار شويم. *** سحري با نظر لطف تو بيدارشويم

THE WORLD IS FLAT-THOMAS FARIEDMAN

در آن سوی خط«تلفن سرخ» احتمالا برژنف با تهدید به جنگ هسته ای پاسخ گو بود.اما پاسخ گوی خط «تلفن کمک»صدای ملایم و مشتاقی است که به شما در حل وفصل صورتحساب یا همکاری با شما در کار با یک نرم افزار کمک می کند.این صدا هیچ شباهتی با صدای خروشچف ندارد که در سازمان ملل کفش خود را روی میز کوبید.دیگر بوریس یا ناتاشایی وجود ندارد که با لهجه ی غلیظ روسی بگوید:« ما شما را دفن خواهیم کرد»در آن سوی خط تلفن کمک صدایی با لحن دوستانه و موزون هندی بدون هیچ تهدید یا چالشی می گوید:«سلام اسم من راجیو است. چه کمکی از دست من ساخته است؟»

نه راجیو عملا کمکی از دست تو ساخته نیست.در پاسخگویی به چالش های جهان مسطح خط تلفنی برای تماس وجود ندارد.ما تنها باید به توانایی ذاتی خویش متکی باشیم


THE WORLD IS FLAT-THOMAS FARIEDMAN

فریدمن در کتاب جان مسطح است به بیان جهانی شدن می پردازد. در حقیقت کتاب جهان مسطح است را می توان تا حدی دایره المعارف جهانی شدن دانست.مطالب کتاب اگرچه بعضا توسط خود فریدمن در نیویورک تایمز منتشر می شد اما حالا دیگر به صورت یک کتاب جامع در آمده است که واقعا از این نظر خواندنی و جالب به نظر می رسد.

نشریه نسل چهارم-ویژه نامه وضعیت علوم سیاسی در دانشگاه تهران.

نسل چهارم:ویژه نامه وضعیت علوم سیاسی در دانشگاه تهران.

فکرمی کنم حداقل ارزش یه بار دیدن رو داشته باشه

دانلود مستقیم: 

حجم:۷/۱۲ مگابایت.

اینجا

اساتید علوم سیاسی دانشگاه تهران(11)

دکتر زیبا کلام-تحولات سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی ایران

در مورد دکتر زیباکلام چی باید نوشت؟ همه تقریبا دکتر رو میشناسند.فقط شاید ندونند که همه امتحانا اپن بوکه و البته نمره ها هم پایین.دکتر در کلاس ۴۲ کیلومتر یعنی معادل دو ماراتن راه میرن و همه رو دچار سرگیجه می کنند.توصیه اینه که برای یک بار تجربه خوبه که با دکتر زیبا کلام درس برداریدولی برای دفعه دوم هنوز نمی دونم چه کار بایدکرد

 

دکتر شفیعی فر-حقوق اساسی جمهوری اسلامی

دکتر شفیعی فر یکی از محجوب ترین استادهای دانشگاهه. به طوری که شما می تونید سرکلاس دکتر یه دوره کتاب های غیر درسی رو مطالعه کنید.در خصوص امتحان هم دکتر با شما توافق می کنند که تستی باشه یا تشریحی.

 

 

دکتر نقره-متون اسلامی

اکثر وقت ما در کلاس متون با خاطرات دکتر از بچه های علوم پزشکی گذشت. جزوه امتحانی هم ۲ صفحه ناقابل بیشتر نبود. ولی این جماعتی که من دیدم تا دقیقه آخر پابندی خودشون رو به اصل استراحت حفظ کرده بودند. کلا فکر کنم نمره ها خوب باشه

 

اساتید علوم سیاسی دانشگاه تهران(10)

 

دکترستاری-جامعه و سیاست در عصر جهانی شدن

ما هنوز نفهمیدیم که فرق درس جهانی شدن با درسی که دکتر تدریس می کنه چیه که اون یکی اختیاریه ولی این اصلیه.با این حال اگر برای زودتر از دوساعت تموم شدن کلاس ها التماس دعا نداشته باشید کلاس جهانی شدن خیلی کلاس پرباریه. البته اخلاق ستودنی استاد رو هم نباید فراموش کرد...

 

دکتر علیدادی-سیاست و حکومت در هند

هند به اون بزرگی رو توی کلاس به اون شلوغی یاد بگیری خیلی عجیب و غریبه. مخصوصا که خانم دکتر خیلی با بچه ها راه میان و یاد و خاطره کلاس سوم دبستان برا آدم زنده میشه.جزوه امتحانی هم زیاد نیست.و احتمالا میشه روی یه نمره خوب حساب کرد. البته احتمالا!

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و معدن الرساله و مختلف الملائکه

زیارت جامعه کبیره شناسنامه شیعه است

  علامه جوادی آملی

 

 

 

 

به شوق خالق جامعه کبیره حضرت هادی علیه السلام

 یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد

محکمات کلمات تو مسلمانم کرد

ادامه شعر در اینجا

واقعا فکر می کنم ارزش خواندن را داشته باشد

السلامُ علیکُم یا سَاسةَ العِبادِ و اَركانَ البِلادِ و اَبوابَ الایمانِ و اُمَناءَ الرحمنِ

این روزها هتاکی بی سابقه ی خواننده ی هتاک به امام هادی(ع) را شاهد بودیم

اگر تمام چند میلیارد بنی بشر هم صفحه ی اعدام شاهین نجفی را لایک کنند هیچ اتفاقی نمی افتد

این روزها شاید غیرت دینی مان هم مجازی شده.....

1392

era

سوریه و راه حل بدیل

سوریه و راه حل بدیل-سید محمد مهدی قادری

عملکرد نادرست صدا و سیما درباره پوشش خبری مسائل جهان این بار هم مشهود بود.هرچند آگاهی چندانی از خط مشی صدا و سیما ندارم اما فیلتر اخبار مربوط به سوریه - که غربی ها آن را revolution و ایران آن را unrest می خواند و همه تفاوت  این دو واژه را به خوبی درک می کنند-مسلما اشتباه فاحشی بود.

انسداد مجاری اطلاعاتی در قرن بیست و یکم سبب نمی شود که مخاطب خبر را رها کند و دست از جستجو بردارد. اگر ما مخاطب را اقناع نکنیم گروه های دیگر این کار را می کنند و این امری است که متاسفانه هنوز صدا و سیمای ما به آن واقف نیست.

جدا از بحث  اطلاع رسانی، موضوعات دیگری نیز هست که ما آن ها را مورد غفلت قرار داده ایم.صرفا تعدادی از آن ها را فهرست وار می نویسم تا بدانیم که همه بار ناآگاهی های ما را نهاد صدا و سیما نباید به دوش بکشد.

1-کشتار و ظلم در همه عالم زشت است. و ما هیچ گاه مدافع ظالمان نیستیم. اما معتقدیم که معیار ها و مرزبندی ها باید مشخص باشد.که به چه کسی ظالم می گویند و چه کسی مظلوم تلقی می شود.

2-اخوان المسلمین نامی آشنا در بین کشورهای منطقه به شمار می آید و نام بردن از این گروه مختص سوریه نیست. تقریبا تمام کشور های عرب-یعنی معدودی که در ظاهر دیکتاتوری نیستند- و هم چنین ترکیه در زیر چتر سلطه اخوان المسلمین قرار دارند.نگاهی به تاریخ کشور سوریه به ما کمک می کند تا نقش اخوان المسلمین را در تحولات اخیر بیشتر حس کنیم.اخوان المسلمین در سال های پایانی دهه 1970 به دنبال مداخله رژیم سوریه در لبنان ابزار مناسبی برای امور تبلیغاتی خود علیه حکومت جدید حافظ اسد پیدا کرد.موج ترور ها و سوء قصد ها از همین زمان توسط نیروهای نظامی وابسته به اخوان شروع شد.قتل عام ژوئن 1979 واقع در دانشکده افسری توپخانه حلب  که اکثر کشتگان آن دانشجویان علوی بودند.گواه روشنی بر این امر است که اخوان تنها در سال 2011 قصد برکناری خاندان اسد از حکومت سوریه را نداشته است.

موج دوم شورش های اخوان در سوریه با شروع جنگ ایران وعراق و حمایت اسد از جمهوری اسلامی ایران در مقابل عراق آغاز شد. در این سیاست اخوان سوریه بی پروا و بدون ملاحظه به جلب کمک های مالی و تسلیحاتی از صدام برای مقابله با اسد پرداخت و شورش های مسلحانه شهر حما را تشکیل داد. شورش هایی که موفقیتی برای اخوان به حساب نمی آید. و حال شاهد سومین موج شورش هایی هستیم که اخوان از آن ها پشتیبانی می کند.

3-گروهی از مفسران سوریه را با لیبی زمان قذافی مقایسه می کنند که می توان با ایجاد منطقه پرواز ممنوع و حمله هوایی حکومت آن را ساقط کرد.اما گویا این مفسران متوجه این امر نشده اند که مسکو به دمشق به عنوان آخرین جای پا و پایگاه در خاورمیانه می نگرد و به همین جهت امکان حمایت روسیه از ناآرامی ها وجود ندارد.پس قطع نامه ای هم در کار نیست.

4-سردمدار و پشتیبان عرب انقلاب در سوریه چه کشوری است؟ عربستان سعودی ،کشوری که خود رسما دیکتاتوری به شمار می رود،انتخابات ندارد و همه امور را خاندان سلطنت می گرداند.بنابراین جای تعجب نیست که دموکراسی مد نظر عربستان با مبارزه مسلحانه و کشتار ایجاد شود.

5- این که بعد از برکناری رژیم اسد حکومتی لیبرال و دموکراسی خواه برسر کار بیاید توهم محض است. تجربه نشان داده که بدیل حکومت های عرب بعد از یک حکومت تقریبا بسته ،چیزی جزتئوکراسی طالبانی نخواهد بود.

6-سوریه به دلایل بسیاری برای ما متحدی استراتژیک محسوب می شود.اول آن که سوریه تنها کشور عربی است که در جنگ با عراق رسما از ما حمایت کرد-تا جایی که رییس جمهور عراق را یک فاشیست دیوانه در خدمت امپریالیزم خواند-و در مقابل غالب کشور های عرب ایستادگی کرد.دوما کمک رسانی به گروه های مقاومت نظیر حزب الله تنها از طریق سوریه برای ما امکان پذیر است و ساده لوحانه به نظر می آید اگر فکر کنیم کشور های دیگر منطقه اجازه استفاده از مرزهایشان را برای این امر به ما می دهند.نکته سوم در ادامه مطلب قبل است. اگر سوریه را از دست بدهیم مسلما حماس و حزب اللهی در کار نخواهد بود و این بار به جای جنگ با اسراییل در مرزهای لبنان و فلسطین باید خود را به مرزهای ایران برسانیم و آماده دفاع شویم.و جای تعجب نیست که آمریکا رسما ایران را هدف بعدی خود اعلام می کند.در حقیقت سوریه یکی از محور های اساسی مقاومت به شمار می رود.و حتی اگر دیدی راسیونالیستی-ماتریالیستی به این کشور داشته باشیم حمایت از رژیم سوریه در راستای منافع ملی ایران است.

با همه این احوالات اجرای اصلاحات در سوریه  ضروری به نظر می رسد. امری که بشار اسد نیز با آن موافقت کرده و جمهوری اسلامی نیزآن را امری لازم می داند.

آینده آزادی-فرید زکریا

The Future of Freedom - Fareed Zakaria

در حالی که تخصصی شدن در امور زندگی افزایش می یابد . در سیاست این روند معکوس است.در دنیای تجارت به شما خواهند خندید اگر بگویید هر تازه کاری می تواند یک شرکت بزرگ را اداره کند.اما اگر همین حرف را درمورد دولت بگویید آدمی فرزانه هستید.

ما به این نتیجه رسیده ایم که اگرچه نمی توانیم برگه های مالیاتی مان را پرکنیم ،وصیت نامه هایمان را بنویسیم،یا مشکل کامپیوترهایمان را حل کنیم اما می توانیم قوانین را خودمان تصویب کنیم!!!!!!!!!                       فرید زکریا-سردبیر مجله تایم و صاحب نظر مسائل سیاسی 

کتاب آینده آزادی زکریا واقعا کتاب خواندنی بود.برای پیدا کردنش کل کتاب فروشی های میدان انقلاب رو زیر و رو کردم.اصل کتاب متاسفانه تجدیدچاپ نمیشه.با این حال فرصت خواندن نسخه های الکترونیکی کتاب رو از دست ندید.


داشت یادم می رفت در مورد روز جمهوری اسلامی چیزی بنویسم.

جمهوری اسلامی ما جاوید است

دشمن ز حیات خویش نومید است

آنروز که عالم ز ستمگر خالیست

ما را و همه ستمکشان را عید است

دوش

دوش چه خورده ای دلا؟راست بگو نهان مکن

 چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن

باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای

بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن

دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی

بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن

مجلس روشن

           

نمی خواستم تا شروع سال جدید چیزی بنویسم . ولی واقعا نوشتن این مطلب را ضروری می دانم.

این گزارش یک سفر است!!

همایش  قدس ما را فرا می خواند(القدس تنادیها) در دانشکده که تمام شد.ساعت 6 عصر بودحدود یک ساعت فرصت داشتیم.سریع برگشتیم و حاضر شدیم.ساعت 7.30 که شد 4 نفری حرکت کرده بودیم.وقتی که رسیدیم.برای یک لحظه در اتاق روبه رویی پسر بچه ای را دیدم.چقدرآشنا بود.وارد اتاق کناری شدیم.پیرمرد ایستاده بود.فوری از لباس سیاهش شناختمش. همه شروع به روبوسی کردند.

زیارت عاشورا داشت خوانده می شد.اللهم العن اول ظالم....

به زور نشستیم.آپارتمان حدود 80-70 متر بیشتر وسعت نداشت و ما هم 70-60 نفری فشرده نشسته بودیم.زیارت که تمام شد برق ها را روشن کردند.اولین چیزی که دیدم یک قاب عکس بزرگ بود.وقتی خوب نگاه کردم جمع همه جمع بود از متوسلیان گرفته تا مغنیه.و بعد هم عکس یک پسر و پدر.

صدای صلوات که بلند شد پیرمرد به سمت صندلی به راه افتاد. همه بلند شدند.از میان صحبت هایش خاطره ای را که تعریف کرد به یادم ماند:«وقتی که رهبر معظم انقلاب به خانه مان آمدند. مادر شهید گفت:شما ناراحت نباشید ما گریه نمی کنیم تا دشمنان شاد نشوند.آقا گفت:نه شما برای تسلای دلتان گریه کنید و دشمن هم غلط می کند شاد شود.»

با صلابت صحبت می کرد.صحبت هایش  که تمام شد.رفت و گوشه ای نشست.بعد از مراسم از بس دست و صورتش را بوسیده بودند خسته بود و لی بازهم با همان صمیمیت اول مجلس با همه خداحافظی می کرد.عقربه ها ساعت 11 را نشان می داد که برگشتیم به خانه اول

1391

 بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
 برگهاي سبز بيد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو هاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
 نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش به خال روزگارا
 خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
 خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز
 خوش به حال جام لبريز از شراب
 خوش به حال آفتاب

12 اسفند 1390

     

۱۲ اسفند ۱۳۹۰ هم گذشت و باز هم روسیاهی به ذغال ماند

این عید سعید عید اسعد باشد
ملت ‏به پناه لطف احمد باشد
 
بر پرچم جمهوری اسلامی ما
تمثال مبارک محمد (ص) باشد

" حضرت امام خمینی (ره) "

ایران و حزب الله

تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل


 .منبع عکس  flickr است اما adl که یک موسسه اسراییلی است بر روی آن کار تطبیقی و مقایسه ای انجام داده.

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم

هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه

هر گوشه یکی مستی دستی زپس دستی

وان ساقی سرمستی با ساغر شاهانه

از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد

در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

گفتم که رفیقی کن با من که منت خویشم

گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه

گفتم : ز کجایی تو؟ تسخر زد و گفت ای جان

نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه

نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل

نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه

من بی دل و دستارم در خانه خمارم 

یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه

تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می

زین وقف به هوشیاران مسپار یکی دانه

این جبهه نیرو ندارد

دوباره انتخابات و دوباره دسته بندی های جناحی متفاوت.چیزی که در انتخابات امسال می تونه جالب باشه اینه که هرکس از راه رسیده برای خودش جبهه زده از هرکس هم که سوال می کنی می گه که احساس وظیفه کرده.حالا بماند که بعضی از این جبهه ها تعداد افرادشون درحد ده نفر هم نیست.خواص عزیز گویا فراموش کردند که جبهه محصول قرار گیری چند حزب با منافع مشترک در کنار همه. و این عزیزان در حد جبهه که هیچ در حد گروه هم نمی توانند حساب بشوند.حرف هم اصلا بر سر این نیست که اصلا جبهه ای وجود نداشته باشه و یا همه در یک دو قطبی چپ و راست تعریف بشن.نکته اصلی اینه که این همه تشتت آرا نمی تونه ضامن این باشه که ما داریم راه درستی رو طی می کنیم.

بله ایجاد مرز با بسیاری از افراد و کسانی که برای جمهوری اسلامی اهمیتی قائل نیستند امری ضروریه ولی تا چه حد؟؟ یعنی تا حدی که داخل یک گروه منسجم هم هزارتا دسته بندی ایجاد بشه؟؟؟دسته بندی هایی که حتی نگاه کردن بهشون مایه مضحکه دیگرانه.

متاسفانه فکر می کنم امروز با وجود این که هممون سعی داریم اعلام کنیم که به گفتمان انقلاب اسلامی پایبندیم هیچ کس علاقه ای به اندکی تسامح و تساهل برای حفظ قدرت نظام از خودش نشون نمی ده. شاید به این خاطر که هنوز نفهمیدیم که دیگه دوره آزمایش و خطا گذشته.

و امروز این جبهه نیرو ندارد.کدام جبهه؟؟فکر می کنم با خاطره ای از امام همه منظورم رو بهتر بفهمند

«کنار تخت که رسیدم منقلب شدم و گریه ام گرفت. مهربانانه نگاهم کردندو چند جمله ای با من حرف زدند.آن قدر کوتاه و تاثیرگذار بود که در خاطره نگه داشتم و تا بیرون آمدم نوشتمشان:قوی باشید،احساس ضعف نکنید،به خدا متکی باشید، اشدا علي الكفار رحما بينهم باشید،اگر با هم بودید هیچ کس نمی تواند ضربه ای به شما بزند»

بعد الامتحانات:

بعد الامتحانات:

از لحاظ تصحیح برگه دکتر موثقی کاملا دقیق عمل کردند . و علت رو هم این طور توضیح دادند که مثل بقیه اساتید وابسته به هیچ جا و هیچ نهادی  نیستند( این سخن استاد مشمول مقداری سانسور شد) و ۲۴ ساعته معلم اند و وقت زیادی برای تصحیح برگه ها دارند. البته به خاطر دقت شدید استاد یک نمره از ما کم شد

دکتر لطفیان سوالات را به گونه ای تحلیلی دادن که یاد امتحان دکتر سیف زاده افتادم.در سوال مربوط به انقلاب مصر هم همه بچه ها خودشون روپرزیدنت فرض کرده و خطاب به ملت شریف مصر بیاناتی رو افاضه کردند و کد هایی را  رو کردند که خود ملت مصر هم از وجود چنین مدارک امنیتی اعلام بی خبری کرد. بازه نمره های دریافتی بچه ها هم به خاطر تخیلات قوی که داشتند از ۱۸ تا ۲۰ شد

دکتر کولایی برگه ها رو به شدت با دقت تصحیح می کنند.باید بسیار مواظب بود!!!!

دکتر صدرا این قدر سوالات رو کلی دادند که همه گیر افتادیم. رابطه نظام سیاسی با دولت!!! نه خدایی از کجا باید شروع به نوشتن می کردیم از دوره انقلاب اسلامی؟؟؟از صدر اسلام ؟؟؟یا از زمان حضرت آدم؟؟؟خلاصه طبق دستورالعمل بچه ها در امتحان دکتر صدرا تفسیر سوره حمد رو نوشتیم. هرچند که هیچ امیدی نبود ولی به شدت تفسیر سوره حمد کارساز بود

دکتر متقی امتحان رو به شدت ساده طرح کردند ولی به علت این که یکی از دانشجویان عزیز تا ساعت ۴ صبح با ما مشغول مباحثه و مقابله بود برگه رو دو رو سفید تقدیم استاد کردیم. البته هنوز یک امید باقی مونده و اون هم برگه داخل جیب استاده!!!

ــــــ الحمدلله.نمره دکـــتر متقی ما رو سرفراز کرد.خدایی خیلی قوی صحیح کرد.دستش درد نکنه

دکتر ساداتی نژاد هم ساده امتحان گرفت ولی دست این اساتید تئوریسین با اون نظر حکومت مشروعه اسلامی درد نکنه . فقط سه ساعت صرف نظر آیت الله صدر کردیم. وآخرشم هیچ که هیچ. در کل خوب بود!

وبالاخره دکتر خالقی و اندیشه غرب ۱. با اتکا صرف به کتاب و عدم وجود حتی صفحه ای جزوه نمره ۱۹ نمره بسیار عالی برای ما محسوب میشه. البته Arete و logos حسابی ما رو شرمنده خودشون کردند و شب خواب این دو موجود دوست داشتنی رو دیدیم. خدا رو شکر تو فکر گرایش اندیشه نیستیم وگرنه هرشب باید تو آکادمی با افلاطون سر و کله می زدیم

سی  و سه سال

 

                                      

 

 هر وقت این ویدئو رو می بینم حال عجیبی رو حس می کنم و حالا سی و سه سال از 12 بهمن 1357 گذشت...

سی و سه سال سخت و نفس گیر. جنگ،تحریم،فشار روانی و....

هیچ کدام از این ها هم نتوانست ما را از پا بیندازد.

کاش دوباره به همان زمان بر می گشتیم و می فهمیدیم که همه یک ملت هستیم و چپ و راست و جبهه و حزب برای نزدیک تر ساختن ما به هم است نه به عنوان عاملی برای جدایی ما از هم

خاکریز های فرهنگی

خاکریز های فرهنگی-سید محمد مهدی قادری

اغراق نیست اگر آغاز انقلاب اسلامی را شروعی برای دفاع مقدس بدانیم.از بیست و دو بهمن پنجاه و هفت تا همین امروز لحظه ای ما را آرام نگذاشته اند.هر روز برایمان مشکلی ایجاد کردند.گاهی با ترور و جنگ می خواستند جلوی ما را بگیرند گاهی با تحریم و تهدید.آنچه که هیچ گاه تغییر پیدا نکرد رویکردها بود. مسئله مهم هم همین است که آگاه باشیم علی رغم تغییر اشکال رویارویی و مقابله با ما،رفتار غرب از لحاظ ماهوی هیچ تغییری نداشته است.امام خمینی(ره) در مورد عدم غفلت از چنین امری فرمودند:« ما حالا باید خودمان را در حال جنگ بدانیم.می بینید که به هیچ یک از امور اعتنا ندارند. امروز می گویند جنگ. فردا همان جنگ را صلح می کنند.باز فردا جنگ شروع می کنند. از این جهت قوای مسلحه و ملت ما باید مهیا باشند». مهیا بودنی که مورد تاکید امام است در یک بعد خلاصه نمی شود. امام نمی گوید که جنگ، تنها جنگ نظامی است.تهدید ها را منحصر به تهدید نظامی نمی کنند. وقتی که بحث از آمادگی به میان می آید نمی توانید صرفا بر یک وجه تکیه کنید.اگر می گویید آماده ایم یعنی در همه ابعاد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نظامی مهارت کسب کرده اید.

برای این مهیا بودن هم،باید خود را یافت و پیدا کرد. «باید ما توجه داشته باشیم که خودمان کی هستیم؟چی هستیم؟». امام پیشاپیش این پرسش ها را نیز پاسخ داده است و خودیابی را که لازمه این مهیا بودن است تفسیر کرده اند به این که،ایرانی دارای فرهنگی اصیل،کشوری مستقل و شخصیتی غیر وابسته باشد. یعنی« بدون اتکا به آمریکا،شوروی و انگلیس استقلال سیاسی،نظامی،اقتصادی و فرهنگی خویش را به دست گیرد و روی پای خود بایستد و هویت اصلی خویش را به جهان عرضه کند»

شکی نیست که بحث های امام در مورد خودیابی منحصر به بعد فرهنگی نبود اما مسلما فرهنگ را رکن اصلی این امر می دانستند. از نظر امام حتی زندگی سیاسی ملت توام با فرهنگش بود و مبدا همه خوشبختی ها و بدبختی های یک ملت در فرهنگش خلاصه می شد.

وقتی که برای فرهنگ در معادلات سیاسی و اجتماعی قائل به نقش کلیدی و محوری باشیم و از سوی دیگر وابستگی و غربزدگی را مسئله ای فرهنگی تلقی کنیم. درخواهیم یافت که توجه به مسئله فرهنگ تنها در سخنان حضرت امام خلاصه نمی شد. مقام معظم رهبری نیز بارها بر نقش پررنگ فرهنگ تاکید کرده اند. نمونه اخیر این تاکید ها را در نام گذاری های  ابتدای سال مشاهده کرده ایم.اصلا فرهنگ امری است که از آغاز انقلاب به آن توجه می شد.امام در همان سال های اول انقلاب می فرمود که«خودمان را گم کردیم .هرچیز که صحبت می شود باید شما ببینید. اسمایی که در اینجا متعارف بود می گذاشتند داروخانه اسمش اروپایی باشد.خیابان هم باید اسم یکی از آمریکایی ها یا اروپایی ها باشد.هرجا می رفتی باید این باشد.اجناس هم که درست می کردند خود ایران جنس می بافت باید کنارش خط انگلیسی باشد،خط لاتین باشدو بگویند از انگلستان آمده.»

این دغدغه فرهنگی از همان ابتدا وجود داشت و امروز هم به چشم می آید.مقام معظم رهبری نیز بارها یکی از اصلی ترین وظیفه دانشجو را همین امر معرفی کرده اند و توجه به مسائل فرهنگی را از دانشجویان مطالبه کرده اند.«به شما دانشجویان می گویم سنگربان این سنگر باشید.مواظب باشید خاکریزهایتان سست نشود.دائم خاکریزها را ترمیم کنید. خاکریز ها خاکریز های فرهنگی-فکری است. این ها را ترمیم کنید»

سپاه قدس

بعد از ضربه‌ی سختی که به سیستم اطلاعاتی ایران زده بودند می‌گفتند:
دیگر کار اطلاعات ایران تمام است. خبر به قاسم سلیمانی رسید. به بیست روز نکشید نامه ایی روی میز یکی از اتاق‌های پنتاگون مشاهده شد. برای رسیدن به آن اتاق باید از حلقه‌ی چهارم حافظت هم رد می‌شدی. روی نامه نوشته شده بود: “کافی است یا جلوتر بیاییم؟
نامه با سربرگ سپاه بود و مهر سپاه قدس و امضاء:
قاسم سلیمانی!

خلوت

همچنان وعده‌ي بخشايش شاهنشاهش
مي‌كشد گمشدگان را به زيارتگاهش

نه در آيينهء فهم است؛ نه در شيشهء وهم
عاقلان آينه خوانندش و مستان آهش

به من از آتش او در شب پروانه شدن
نرسيده است به جز دلهره‌ء جانكاهش

كفن برف كجا؟ پيرهن برگ كجا؟
خسته‌ام مثل درختي كه از آذر ماهش

باز برگرد به دلتنگي قبل از باران
سورهء توبه رسيده است به بسم الله‌اش


پ.ن۱:

مسیح را تو داده اى شفا ز لعل نوش خود
تو صرف ناتوان کنى همه توان وجوش خود
تو خود نواى بى نواشنیده اى به گوش خود
تو ظرف اب پیره زن کشیده اى به دوش خود

تو دستگیر هر کسى که اوفتد ز پا على

پ.ن۲:تمام

DOWN WITH ISRAEL

                    

 

And prepare against them what force you can and horses tied at the frontier to frighten thereby the enemy of allah and your enemy

Al-anfal

And we had made known to children of israel in the book:most certainly you will make mischief in the land twice and most certainly you will behave insolently with great insolence So when the promise for the first of the two came.we sent over you our servants of mighty prowess so they went to and fro amang the houses and it was promise to be accomplished Then we gave you back the turn to prevail against them.and aided you with wealth and childern and made you a numerous band If you do good you will do good for your own souls and if you do evil it shall be for them.so when the second promise came(we raised another people)that they may bring you to grief and that they may enter the mosque as they entered it the first time and that they might destroy whatever they gained ascendancy over with utter destruction

Al-isra

نامه های ایرانی

شارل لویی دو سکوندا منتسکیو - کتاب نامه های ایرانی

از این قضایا که شرح دادم زیاد تعجب نکن. زیرا افسون گر دیگری وجود دارد که از او قوی تر است و بیش از او بر روح و فکر مردم تسلط دارد. این افسونگر بزرگ پاپ نام دارد که به مردم قبولانده است سه همان یک است!!!

بیشتر فرانسویان خود را با ذوق و استعداد می دانند و در عین حال علاقه و اشتیاق عجیبی دارند که کتاب بنویسند. شاید حکمت آُن بوده است که انسان ها جان بسپارند و حماقت هایشان در دوران گذرای عمرشان فراموش نشود. عجیب آن است که این احمق ها اصرار دارند که نسل های آینده را هم با شرح حماقت هایشان عذاب دهند تا آن ها هم بدانند که چنین احمق هایی پیش از آن ها زندگی می کردند

در اسپانیا ظرافت های اخلاقی مخصوصی وجود دارد که برای فرانسوی ها مضحک و بی معنی می نماید. برای نمونه یک فرمانده سرباز زیر دست خود را بدون کسب اجازه از خود او کتک نمی زند و در دادگاه تفتیش عقاید بی آن که از یهودیان عذر خواهی کنند به سوزاندن آن ها در آتش حکم نمی دهند