اي زينب......

اي زينب اي  شکوفه  گلزار  عاشقي              صبرت رهي گشوده به اسرار عاشقي

از خطبه ي بليغ  تو  عالم  شنيده اند               شور  حماسه ي تو  و  تکرار  عاشقي

صدها دل است بسته به بند کلام  تو               فاتح ترين ، به  عرصه ي پيکار عاشقي

پنداشتم که اول آسودگيست  عشق               پندار  من  به  باد شد  از کار  عاشقي

وقتي به بند ديدمت اي عاشق غريب              چون  لاله هاي  تشنه و تبدار عاشقي

فردا به دامنت برسد کاش لحظه  اي              دستي  چنين تهي  و  خريدار عاشقي

به دمی یا....

تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن

به دمی یا درمی یا قدمی یا قلمی

تر و خشک

زنی فرزند خود را پیش مکتبداری برد. گفت:این فرزند اطاعت مرا نمی کند او را تذکر بده و بترسان.مکتبدار ریش درازی داشت آن را جمع کرد. و در دهان فرو برد و چنان صیحه ای کشید که زن نقش زمین شد. چون به پاخاست گفت: زهره مرا آب کردی به تو گفتم پسر من را بترسان نگفتم مرا بترسانی. مکتبدار گفت:فرقی ندارد چون عذاب نازل شد خشک و تر باهم می سوزند


یکی از دبیران کانادا شاگردان خود را برای گردش به پارک ملی شهر برد. در حین راه درختی را نشان داد و گفت:این درخت کهنی را که می بینید نارون است. پس به شرح خصوصیات نارون پرداخت و گفت: اگر این درخت زبان داشت چه حکایات شیرینی را برای شما نقل می کرد.از بخت بد پیرمردی از آن جا گذشت و عبارت اخیر را شنید و گفت:بله اگر این درخت زبان داشت به شما می گفت:آقایان بنده نارون نیستم . اجازه بدهید خود را بلوط معرفی کنم. 

اول اردیبهشت ماه جلالی روز بزرگداشت شیخ شاب ادب فارسی

سخـن عشـق تو بی‌آنکـه برآیـد به زبـانـم
رنگ رخسـاره خبر می‌دهـد از حال نهـانـم

گـاه گویـم که بنـالـم ز پـریشــانــی حـالـم
باز گویم که عیـانست چه حاجت به بیـانـم

گر چنـانست که روزی من مسکیـن گدا را
بـه در غـیــر ببینـی ز در خــویــش بـرانــم

من در اندیشه‌ی آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشـه که خود را ز کمنـدت برهانم

نه مـرا طاقت غربـت نه تو را خـاطـر قربـت
دل نهادم به صبوری که جزین چـاره نـدارم

من همـان‌روز بگفتـم که طریـق تو گرفتـم
که به جانان نرسـم تا نرسـد کار به جـانـم

_____

ندارم مهربانی های هابیل

نه بغض و کینه بسیار قابیل

تمام حاصلم مشتی ترانه است

مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل

                                                        سلمان هراتی

بزرگان چه گفته اند؟

مرد تجربه را کشف کرد و سپس پول را اختراع کرد.و زن پول را کشف کرد و خرید را اختراع کرد.از آن به بعد مرد توانست چیز های دیگری را کشف و اختراع کند اما زن هنوز مشغول خرید بود.

از جنگ بدتر هم هست: کسی که چیزی ندارد تا برایش بجنگد.

خداوند امید شجاعان است، نه بهانه ی ترسوها

درکتاب زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی… نه حاشیه ای از یاد رفتنی.

در مقابل وزش باد، عده ای دیوار می سازند، بعضی دیگر آسیاب بادی.

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . 

نبوغ نظامی امیر المومنین-(2)

نجف

در پست های قبل خطبه ای در مورد روش های جنگی از نهج البلاغه قرار دادم.

اکنون قسمتی دیگر از تاکتیک های جنگی مورد نظر امیر المومنین علی(ع) – خطبه 124 نهج البلاغه

 زره پوشیده‏ها را در پیشاپیش لشگر قرار دهید، و آنها که کلاه‏خود ندارند، در پشت سر قرار گیرند، دندانها را در نبرد روی هم بفشارید، که تاثیر ضربت شمشیر را بر سر کمتر می‏کند، در برابر نیزه‏های دشمن، پیچ و خم به خود دهید که نیزه‏ها را می‏لغزاند و کمتر به هدف اصابت می‏کند، چشمها را فرو خوابانید، که بر دلیری شما می‏افزاید، و دل را آرام می‏کند، صداها را آهسته و خاموش سازید که سستی را می‏زداید. پرچم لشگر را بالا دارید و پیرامون آن را خالی مگذارید و جز به دست دلاوران و مدافعان سرسخت خود نسپارید، زیرا آنان که در حوادث سخت ایستادگی می‏کنند، از پرچمهای خود بهتر پاسداری می‏نمایند و آن را در دل لشگر نگاه می‏دارند، و از هر سو، از پیش و پس و اطراف، مراقب آن می‏باشند، نه از آن عقب می‏مانند که تسلیم دشمن کنند و نه از آن پیشی می‏گیرند که تنها رهایش سازند. هر کس باید برابر حریف خود بایستد و کار او را بسازد و به یاری برادر خود نیز بشتابد، و مبارزه با حریف خود را به برادر مسلمان خود وامگذارد که او در برابر دو حریف، قرار گیرد، حریف خود، و حریف برادرش

 بخدا سوگند! اگر از شمشیر دنیا فرار کنید از شمشیر آخرت سالم نمی‏مانید، شما بزرگان عرب و شرافتمندان برجسته‏اید، در فرار از جنگ، خشم و غضب الهی و ذلت همیشگی و ننگ جاویدان قرار دارد، فرارکننده بر عمر خود نمی‏افزاید. و بین خود و روز مرگش مانعی نخواهد کرد، کیست که شتابان و با نشاط با جهاد خویش به سوی خدا حرکت کند؟ چونان تشنه‏کامی که به سوی آب می‏دود؟ بهشت در سایه نیزه‏های دلاوران است، امروز در هنگامه نبرد آنچه در دلها و سر زبانهاست آشکار می‏شود، به خدا سوگند! که من به دیدار شامیان در میدان نبرد شیفته‏ترم تا آنان به بازگشت به خانه‏هاشان! که انتظار می‏کشند. بار خدایا! اگر شامیان از حق روی گرداندند جمعشان را پراکنده، و در میانشان اختلاف و تفرقه بیفکن، و آنان را برای خطاکاریشان به هلاکت رسان.  همانا شامیان، بدون ضربت نیزه‏های پیاپی هرگز از جای خود خارج نشوند، ضرباتی که بدنهایشان را سوراخ نماید، چنانکه وزش باد از این سو فرو شده بدان سو درآید، ضربتی که کاسه سر را بپراکند، و استخوانهای بدن را خرد، و بازوها و پاها را قطع و به اطراف پخش کند، آنان دست برنمی‏دارند تا آنگاه که دسته‏های لشگر پیاپی بر آنان حمله کنند و آنها را تیرباران نمایند، و سواران ما هجوم آورند، و صفهایشان را در هم شکنند، و لشگرهای عظیم، پشت سر لشگرهای انبوه، آنها را تا شهرهایشان عقب برانند.

25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری

 
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

طرح سد دامغان

سایتHECATOMPYLOS سایتی است در مورد پروژه  ساخت فضایی مدرن  در اطراف سد شهید شاهچراغی دامغان  که احتمالا به تازگی شروع به کار کرده

بهار

 

خاک جان یافته است

تو چرا سنگ شدی

تو چرا این همه دلتنگ شدی