دوباره انتخابات و دوباره دسته بندی های جناحی متفاوت.چیزی که در انتخابات امسال می تونه جالب باشه اینه که هرکس از راه رسیده برای خودش جبهه زده از هرکس هم که سوال می کنی می گه که احساس وظیفه کرده.حالا بماند که بعضی از این جبهه ها تعداد افرادشون درحد ده نفر هم نیست.خواص عزیز گویا فراموش کردند که جبهه محصول قرار گیری چند حزب با منافع مشترک در کنار همه. و این عزیزان در حد جبهه که هیچ در حد گروه هم نمی توانند حساب بشوند.حرف هم اصلا بر سر این نیست که اصلا جبهه ای وجود نداشته باشه و یا همه در یک دو قطبی چپ و راست تعریف بشن.نکته اصلی اینه که این همه تشتت آرا نمی تونه ضامن این باشه که ما داریم راه درستی رو طی می کنیم.

بله ایجاد مرز با بسیاری از افراد و کسانی که برای جمهوری اسلامی اهمیتی قائل نیستند امری ضروریه ولی تا چه حد؟؟ یعنی تا حدی که داخل یک گروه منسجم هم هزارتا دسته بندی ایجاد بشه؟؟؟دسته بندی هایی که حتی نگاه کردن بهشون مایه مضحکه دیگرانه.

متاسفانه فکر می کنم امروز با وجود این که هممون سعی داریم اعلام کنیم که به گفتمان انقلاب اسلامی پایبندیم هیچ کس علاقه ای به اندکی تسامح و تساهل برای حفظ قدرت نظام از خودش نشون نمی ده. شاید به این خاطر که هنوز نفهمیدیم که دیگه دوره آزمایش و خطا گذشته.

و امروز این جبهه نیرو ندارد.کدام جبهه؟؟فکر می کنم با خاطره ای از امام همه منظورم رو بهتر بفهمند

«کنار تخت که رسیدم منقلب شدم و گریه ام گرفت. مهربانانه نگاهم کردندو چند جمله ای با من حرف زدند.آن قدر کوتاه و تاثیرگذار بود که در خاطره نگه داشتم و تا بیرون آمدم نوشتمشان:قوی باشید،احساس ضعف نکنید،به خدا متکی باشید، اشدا علي الكفار رحما بينهم باشید،اگر با هم بودید هیچ کس نمی تواند ضربه ای به شما بزند»