شاعر غذا
شيخ بسحاق حلاجی شيرازی مشهور به شيخ اطعمه است که در بین مردم روزگارما ناشناخته مانده است او را با ديوان کنزالاشتها می شناسند.
اطعمه به معنای غذا است و شیخ بسحاق شاعر ایست که به نوشتن دستور پخت غذا ها به زبان شعر می پرداخت یا آن ها را توصیف می کرد. نوشته دستور پخت غذاها را به شعر در آن روزگارنباید چيز عجيبی دانست و شايد بتوان کتاب اطعمه را صرف نظر از جنبه های طنز آن اولين دستور آشپزی نيز دانست.
با این حال اکنون ابیاتی پراکنده از او باقی مانده و دیوان او تقریبا دیگر وجود ندارد.
گر اشتها به شعر منت شد عجب مدار بين گشنگان حديث غذا خوش ادا کنند
چون سيری چه بگويم صفت قليه برنج باکسی حال توان گفت که حالی دارد
از خيال سر بريان و رخ نان تنک پيش چشمم در و ديوار مصور می شد
از شوق آب رکنی و ذوق برنج زرد همچون قلندران به مصلا نشسته ام
از برای رفع چشم زخم شور ماهی به کشک از قطايف بسته ام تعويذ بر بازوی نان
چو ترا آرزوی حلوا شد مستمع باش و زمانی دل و جان با من دار
هم بنوش و هم بنوشان زین سبو