ديرگاهی است دلم شوق پريدن دارد!!!

 بايد اين پنجره را باز کنم

گرچه ره ناهموار

              آسمان تاريک است

 وکسی با من نيست

در دلم حس غريبی است که گاهی با من 

                                     سر دعوادارد

بايد اين پنجره را باز کنم

من به ديدار کسی خواهم رفت

        که به گل عطر و طراوت بخشيد

بايد اين پنجره را باز کنم...